شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ *از تاکسي که پياده شدم يه پيرزنه هم با من پياده شد* زمزمه ميکرد که “حالا چطوري از خيابون رد بشم؟ “ *آقا ما هم حس جوانمرديمون زد بالا ، حواسمو جم کردم که خلوت بشه* برگشتم به پيرزنه بگم آروم با من بيا ، ديدم نيستش *دور و برم رو نيگا کردم ديدم اونطرف خيابونه داره گوله ميره ! :|*
*آسمان*
:))
*ياس*
:-)
http://mohamade250.parsiblog.com/Feeds/6640417/ لطفا به اين فيد يه سري بزنيد به دعاهاي شما نياز داره:(((((
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top