سفارش تبلیغ
صبا

مهندس محی الدین اله دادی
 
لینک دوستان من

«خدایا ما را بخاطر قمپوزهایی که تابه حال در کردیم و لُغُزهایی که خواندیم ببخش و بیامرز و در آمپاس قرارنده... الهی آمیییین».شاید اگر این پیامک بامزه، یک ماه زودتر میان مردم دست به دست می شد، کسی نمی توانست زیاد از مفهومش سردربیاورد. اما وقتی  این اصطلاحات در ماه مبارک رمضان هرشب بارها و در موقعیت های مختلف، در سریال «دودکش» و از زبان شخصیت اصلی سریال شنیده می شود، خیلی زود ان را تبدیل به تکه کلام های محبوب میان مردم کرده است. اما این تکه کلام ها چه معنایی دارد و در چه مواردی گفته می شود؟

دودکش

قُمپُز در کردن: 

این اصطلاح از زمان جنگ دولت عثمانی با ایران مورد استفاده قرار گرفت. قمپزنوعی توپ جنگی سَرپُر بود که دولتِ امپراطوری عثمانی در جنگهایش با ایران به کار می برد. قمپز اما برخلاف توپ های جنگی دیگر، هیچ اثر تخریبی نداشت و تنها در نقاط کوهستانی شلیک می شد تا با کمک پژواک صدا در کوهستان،صدای مهیبی تولید کند و موجب رعب و وحشت سربازان ایرانی شود. این توپ گلوله ای نداشت و فقط در آن مقدار زیادی باروت می ریختند و پارچه های کهنه و مستعمل را  با سُنبه داخل آن می کردند و می کوبیدند تا کاملا سفت و محکم شود و سپس آن را شلیک می کردند. چندی بعد که ایرانیان به ماهیت دروغین و توخالی این توپ ها پی بردند، اصطلاح «قمپز در کردن» را برای ادعایی که سروصدای زیادی دارد  اما بی اثر و دروغین است به کار می بردند.

لُغُز خواندن :

در لغت نامه دهخدا، معنای لغز که از نظر دستوری «مصدر مرکب» تعریف شده، این طور بیان شده است:«بر کسی عیب گرفتن, به کنایه از کسی بد گفتن, کرکری خواندن.» اصطلاح لغز خواندن وقتی استفاده می شود که کسی از روی دشمنی یا حسادت و مدعی بودن، حرفی بزند یا از کسی بدگویی کند. هرچند گفته می شود لغز، نام دیگر علم «منطق» هم بوده است و فیلسوفان باستان علم منطق را به نام لغز می خواندند. شاید به همین دلیل باشد که لغز را کلام پیچیده و غیرقابل درک هم معنا کرده اند.

ان قُلت آوردن:

ریشه این واژه عربی از یک جمله آمده است. در واقع معنای واژه به واژه این عبارت، «اگر تو بگویی» است. این  تکه کلام وقتی به کار می رود که مخاطب سعی در ایرادگرفتن و اشکال تراشی  بیهوده از حرف های گوینده  و یا کار و عمل او را داشته باشد. آن موقع است که گوینده تذکر می دهد:«ان قلت نیار»!

آمپاس:

شاید مورد استفاده ترین اصطلاح میان تکه کلام های سریال دودکش، همین اصطلاح باشد. آمپاس از واژه آلمانی Engpass  گرفته شده و وارد زبان فارسی شده است. این واژه آلمانی در لغتنامه دهخدا به معنای تنگنا ، فشار و کار انجام شده آمده است.

آچمز :

شطرنج بازها این اصطلاح را خیلی خوب می شناسند. این اصطلاح که ریشه ترکی دارد، در شطرنج وقتی استفاده می شود که یکی از مهره های شطرنج در موقعیتی قرار می گیرد که اگر حرکت داده شود، مهره شاه در موقعیت کیش قرار می گیرد و بنابراین چاره ای ندارد جز این که یا از جایش حرکت نکند و یا این که مهره شاه به خانه های دیگر منتقل شود تا از خطر کیش دور شود. معمولا مهره هایی که در موقعیت آچمز قرار می گیرند، با همین ترفند توسط حریف از جریان بازی خارج می شوند. بنابراین اصطلاح آچمز شدن وقتی استفاده می شود که فردی در موقعیت انجام شده قرار بگیرد و چاره ای نداشته باشد جز این که کاری را به اجبار انجام دهد. معنای لغوی آچمز در زبان ترکی هم «بازنشدنی» است.

ضرس قاطع:

این اصطلاح از دو واژه تشکیل شده. ضرس به معنای دندان تیز و برنده است. اما این اصطلاح دوکلمه ای وقتی به کار می رود که بخواهند از چیزی، حرفی یا کاری با قاطعیت دفاع کنند. آن موقع است که می گویند:«به ضرس قاطع می گم ...»


[ شنبه 92/5/19 ] [ 5:25 عصر ] [ محی الدین اله دادی ] [ نظرات دوستان () ]

سلام به هرکی که این پیام رو میخونه....

الان 21 دسامبره و همه چیز طبق روال سابقه.....

هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاده..........

این پیام تاریخ داره و دقیقا 21 دسامبر نشان داده می شود.......

دنیا همچنان ادامه داره..........

دیدید همش دروغ بود؟.....

.

.

.

 

 

.

.

.

.

 

اگر اتفاقیم افتاد حلال کنید دیگه :)

شاید دیگه نباشیم :)

 


[ جمعه 91/10/1 ] [ 1:0 صبح ] [ محی الدین اله دادی ] [ نظرات دوستان () ]

.

اتفاقهایی هست که حسرت آن تا همیشه باقی میمانند مثل حسرت یک بار دیگر بوسیدن دستان مادر …
.
.
عطر های گرون قیمت رو ول کن ، آدم باید بوی اعتماد بده …
.
.
زندگی
چه با خلاف
چه بی خلاف
چه برخلاف
میگذرد …
.
.
اگر بودنتون به زندگی کسی معنا میده ، زندگیش رو بی معنی نکنین …
.
.
خدایا یا نوری بیفکن یا توری …
ماهی کوچکت از تاریکی این اقیانوس می ترسد !
.
.
مادر یعنی آرامش
پدر یعنی آسایش
خدا هرگز این دوتارو از ما نگیره …
.
.
واقعا چه فایده ؟؟؟
بالای خط فقر باشی و زیر خط فهم …
.
.
یه غمى هست که فقط بچه هاى آخر درکش میکنن !
کم و کمتر شدن آدم هاى سر سفره …

.
.
قطارها بیهوده میپرسند چی ؟ چی ؟
نمی دانند در انتهای ریل ها هیچکس و هیچ چیز در انتظارشان نیست …
.
.
هیچ قهرمان ماراتنی به اندازه پدرم به دنبال نان ندویده است …
.
.
تنت قدمگاه آغاز بودنم شد !
آغوشت بهشت من است “مادر”
.
.
کاش به جای اینکه دستی بالای دست بود ، دستی توی دست بود …
.
.
زاهدانه ترین‌ حرفی‌ که‌ شنیده ام‌ :
در عشق‌ حقیقی ‌، روح‌ است‌ که‌ تن‌ را در آغوش‌ میگیرد !
.
.
مردا همه خوبن ، نامردا بدن …
.
.
پول همیشه جایی بلندتر از قد ماست !
برای  رسیدن به آن مواظب باشیم پایمان را روی چه چیزهایی می گذاریم …
.
.
آدم لال باشه بهتر از اینه حرفِ مفت بزنه …
.
.
آنکه واقعا تو را دوست دارد به ساز آرام بودنت کفایت میکند و هرگز نمیخواهد رقاصه ی سازهایش باشی …
.
.
همه اتفاق های خوب افتادند و دست و پایشان شکست !
این روزها اتفاق های خوب از ترس اتفاق های بد ، از افتادن میترسند …
.
.
به قصد پرواز ، تجربه کردم سقوط را …
.
.
لذت وقتیه که یه بچه کوچیک دستاشو دراز میکنه سمتت ، ینی بغلم کن …
هیچی اندازه این حال نمیده به آدم !
.
.
هی رفیق ! زمان است که وفاداری تو را ثابت میکند ، نه زبان …
.
.
و چقدر دیر می فهمیم که زندگی همین روزهاییست که منتظر گذشتنش هستیم …
.
.
در گذر از جاده ی زندگی آموختم کسانی را که بیشتر دوست میداری ، زودتر از دست می دهی …
.
.
قند خون مادر بالاست ولی دلش اما همیشه شور می زند برای ما …
اشکهای مادر مروارید شده است در صدف چشمانش ، دکترها اسمش را گذاشته اند آب مروارید !
حرفها دارد چشمان مادر ؛ گویی زیرنویس فارسی دارد !
دستانش را نوازش می کنم ؛ داستانی دارد دستانش …
.
.
تنها کسی که تنهات نمیزاره خودتی ؛ با خودت دشمنی نکن لطفا …


[ پنج شنبه 91/9/30 ] [ 12:18 عصر ] [ محی الدین اله دادی ] [ نظرات دوستان () ]

کابر گرامی
آخه من چیکارت کردم؟چه ظلمی در حق تو کردم؟
چرا با همه به نرمی و مهربانی رفتار میکنی ولی با من...
چرا وقتی به من میرسی با تمام قدرت بهم ضربه میزنی؟
چرا بین این همه فقط با من اینطوری رفتار میکنی؟
به کدامین گناه ناکرده مجازاتم میکنی؟
بیخیال....
.
.
.
.
دردو دل کلید اینتر کیبورد با شما کاربرا

1391/09/28

مهندس محی الدین اله دادی

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


برای چشمان زلزله زده ام
سرپناهی باش
آباد کن مرا،آزاد کن
با آمدنت....
.
.
.

1391/09/28

مهندس محی الدین اله دادی

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چراغ قرمز شد...
پسرک گلفروش با چشمانی پر از خواهش به سمتم آمد
شیشه را دادم پایین،یک سکه 200 تومانی بهش دادم
سکه را گرفت و به آن خیره شد
چراغ سبز شد...
حرکت کردم،چند متر که رفتم صدای پسر را شنیدم که داد زد«دستت درد نکنه»
نگذاشت سکه اش بی تشکر بماند...



[ سه شنبه 91/9/28 ] [ 5:38 عصر ] [ محی الدین اله دادی ] [ نظرات دوستان () ]


.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 234
بازدید دیروز: 417
کل بازدیدها: 634221